95/9/21 - 14:58
شماره مطلب : 7846

امام حسن عسکری(ع) حلقه وصل بین دوران ظهور و غیبت/ آموزه‌ها و راه‌های دستیابی به خوشبختی با احادیث یازدهمین خورشید ولایت

نماینده مقام معظم رهبری در گردهمایی اعضای قرارگاه ملی دختران و مدیران خواهر مراکز استان پیرامون سبک ندگی امام حسن عسکری(ع) و آموزه‌ها و راه‌های دستیابی به خوشبختی با احادیث یازدهمین خورشید ولایت به ایراد سخنرانی پرداخت.
به گزارش روابط‌عمومی و امور بین‌الملل دفترمرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری نماینده مقام معظم رهبری در گردهمایی اعضای قرارگاه ملی دختران و مدیران خواهر مراکز استان  گفت: قدر جوانی و عمر و فرصت کوتاهی که در دنیا داریم را باید بدانیم خیال می‌کنیم وقت داریم ولی وقت نداریم فرصت مانند ابر از زندگی ما رد می‌شود سریع و بی سر و صدا می‌رود فرصت و دوره جوانی به این صورت است و باید حواسمان را جمع کنیم تا از دست نرود. 
وی گفت: جلسه امروز همزمان با شهادت امام حسن عسکری(ع) است و در خصوص سیره این بزرگوار صحبت خواهیم کرد این امام بزرگوار که یازدهمین حجت خداست حلقه وصلی است بین دوران ظهور و دوره غیبت که بخش اعظمی از دوران امامت در دوران غیبت است و قابل ملاحظه. 
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری خاطرنشان کرد: زمانه‌ امام عسکری (علیه‌السلام) خیلی شبیه به زمانه‌ پدر و جدشان است. از زمان امام جواد (علیه السلام) تا زمان امام عسکری (علیه السلام) دوران خاصی است و بخش بسیار عجیبی در تاریخ ائمه از نظر شرایط سیاسی و فکری و اجتماعی و محیطی و رسالت‌ها و مأموریت‌ها است.
وی گفت: امام عسکری (علیه السلام) در چهار سالگی به «سر من رای»، یعنی سامرا و محیط عسکر آمدند و تا آخر عمر تحت حفظ بوده‌اند. لقب عسکری حکایت از دوران سخت زندگی آن بزرگوار دارد و در همین شرایط باید کار علمی و سیاسی کنند و شبکه‌سازی کنند و شیعه را در سراسر عالم حفاظت و صیانت کنند و با بدعت‌ها و با نحله‌های گوناگونی که از راه می‌رسد مبارزه کنند. همه‌ی این کار‌ها را باید انجام بدهند.
نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه گفت: این دوران سخت محنت‌باری است که این امام بزرگوار پشت سر گذاشتند. از نظر سیاسی نیز اوضاع متزلزلی بوده و دوران امامت آن حضرت که حدود شش سال بوده است، سه خلیفه‌ متزلزل حاکمیت کرده‌اند. حدود یک سال معتزّ بوده و حدود یک سال هم معتدی و حدود چهار سال باقی‌مانده هم معتمد بوده است. رفتار دو خلیفه اولی با امام، خیلی سختگیرانه بوده و حتی حضرت را به زندان انداختند، ولی سومی یعنی معتمد، روش مأمونی داشته است. مأمون سیاست‌باز بود و با احترام برخورد می‌کرد؛ در عین حال امام را زیر نظر می‌گرفت و بر ایشان سخت می‌گرفت. دورانی است که جریان عباسی کاملاً متزلزل است و به دست همدیگر کشته می‌شوند و این تزلزل، بیشتر داخلی بوده و ترک‌ها بر دستگاه خلافت خیلی حاکمیت داشته‌اند و آ‌نها هم با اهل بیت(ع) خیلی بد بودند و برخورد‌های بدی داشتند. البته باید بگوییم دور از جان ترک‌های خودمان، چون اینها ربطی به اتراک ما ندارند و آ‌نها بیشتر متعلق به مغولستان و ترکمنستان بودند که در منطقه‌ خلافت اسلامی وارد شده بودند. 
وی گفت: امام عسکری (ع) باید شرایط را برای عصر غیبت آماده‌کند و به گونه‌ای که ساختار شبکه امامت حفظ شود آن چیزی که ما به ارث بردیم میراث گران بهایی که از امام حسن عسکری (ع)و حجج الهی برای زمان ما که همان چیزی است که ما امروز از آن به عنوان ولایت فقیه نام می‌بریم. 
ولایت فقیه نسخه پیشرفته‌ی همان وکالت و نیابت است هر چقدر ظرفیت پیدا شود این نسخه بیشتر می‌شود 
که به تعبیری نایب، وکیل امام که کامل‌ترین تعبیر آن ولایت فقیه است. 
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری خاطرنشان کرد: جملاتی از امام حسن عسکری(ع) به دست ما رسیده است که دستیابی به خوشبختی است ایشان در همه احوال قائده‌هایی را برای ما به یادگار گذاشته‌اند که باعث خوشبختی است، ایشان در ارتباط با خدای متعال به ما توصیه کردند «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.»: وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است كه جز با عبادت در شب حاصل نگردد. اگر کسی طالب قرب به خداوند است جز از طریق شب و سحر امکان پذیر نیست. 
وی گفت: همچنین امام عسکری(ع) در رابطه با دیگران می‌فرمایند «كَفاكَ أَدَبًا تَجَنُّبُكَ ما تَكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ.»: در مقام ادب براى تو همين بس كه آنچه براى ديگران نمي‌پسندى، خود، از آن دورى كنى. 
نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه گفت: امام حسن عسکری(ع) در خصوص شکرگزاری از نعمات الهی می‌فرمایند: «لا يَعرِفُ النِّعمَةَ إلّا الشاكِرُ، ولا يَشكُرُ النِّعمَةَ إلّا العارِفُ» نعمت را جز کسی که وارد فرآیند شکر می‌شود، نمی‌شناسد و شاکر، به نعمت‌شناسی می‌رسد. معلوم می‌شود یک مرحله نعمت‌شناسی ابتدایی داریم که به شکر می‌رسد و وقتی به شکر می‌رسی، باب شناخت حقیقت نعمت به رویت گشوده می‌شود. یعنی یک معرفت قبل از شکر داریم و یک معرفت بعد  از شکر. حقیقت شکر را چه کسی می‌تواند به جای بیاورد؟ کسی که به عرفان و معرفت دومی، یعنی معرفت بعد از شکر رسیده باشد.
وی گفت: بیان بسیار زیبایی از حضرت هست که نگاه اکتشافی به انسان مؤمن پیرو خودشان می‌دهد. حضرت فرمودند: هر بلیه‌ای که بر شما وارد شود، در دلش نعمتی مخفی شده است: «ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها» هر بلایی که بر مؤمن نازل شود، در متنش نعمتی نهفته است که بر جنبه‌ بلا بودنش غلبه دارد؛ لذا مؤمن وقتی به قله‌ ایمان می‌رسد، در برابر بلا شکر می‌کند و زبان حالش این است: «در بلا هم می‌کشم لذات او؛ ماتِ اویم ماتِ اویم ماتِ او» البته در این روایت واژه‌ مؤمن ذکر نشده، ولی در قواعد زندگی مؤمنانه چنین چیزی هست.
حجت الاسلام والمسلمین در بخش دیگرسخنان خود به احادیث امام عسکری(ع) در باب محبت و علاقه اهل بیت(ع) به دوستداران خودشان اشاره و خاطرنشان کرد: حضرت در بخش دیگری می‌فرمایند: «مَن أحَبَّنا كانَ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى» کسی که ما را دوست داشته باشد در بهشت برین و جایگاه عالی با ما هست. خیلی قدر خودتان را بدانید. این تعلق خاطر و محبت، سرمایه‌ بزرگی است.
نمایده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان گفت: خشم کلید بسیاری از بد بختی‌ها است، امام عسکری (علیه السلام) فرمودند: «الغضبُ مفتاحُ كلّ شرّ؛خشم کلید تمام شرها است». خیلی چیز بدی است. در روایت دیگر دارد که وقتی شما خشمگین می‌شوی، افسارت دست شیطان است و تو را تا انتهای جهنم می‌برد. غضب که شعله‌ور شد، نور عقل خاموش می‌شود. و در بخش دیگری حضرت فرمودند قلب احمق در دهانش است و دهان حکیم در قلبش: «قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکِیمِ فِی قَلْبِهِ‏». آدم احمق نسنجیده حرف می‌زند. بهترین دلیل بر حماقت یک شخص این است که بدون فکر و سنجش سخن می‌گوید و بهترین دلیل برای حکمت یک شخص این است که سنجیده سخن بگوید. برای مؤمن خیلی بد است که خواسته‌ای داشته باشد که باعث خواری و ذلت او شود، یعنی بخواهد برای خواسته و آرزویش به این فرد و آن فرد رو بیندازد. امام عسکری (علیه السلام) فرمودند: «ما أقبَحَ بالمُؤمِنِ أن تكونَ لَهُ رَغبَةٌ تُذِلُّهُ؛ چه زشت است در مؤمن خواسته‌اى باشد كه او را به خوارى كشاند». مؤمن در لسان اولیای خدا یعنی دوستانشان. اینکه حضرت می‌فرمایند خیلی بد است، یعنی خیلی خیلی بد است. پس مؤمن باید مناعت طبع فوق‌العاده‌ای داشته باشد.