و ی با بیان مثالی درمورد نحوه مدیریت تنگه هرمز در ایام آتی اظهار داشت: سوارکار ماهر کسی است که افسار اسب را نه بیش از حد میکشد و نه کاملاً رها میکند؛ چرا که در هر دو حالت، اسب متوقف میشود. در مواجهه با فرصت تنگه هرمز، باید از انسداد محض و همینطور سهلانگاری در آن پرهیز کرد، بلکه باید تعادلی راهبردی و نظمساز برقرار کرد ساخت.
وی هشدار داد که تنگه هرمز شمشیری دو لبه است و نباید به سمت مسدودسازی کامل و همیشگی آن حرکت کرد.
صالحی در ادامه این نکته بیان داشت: انسداد دائمی این مسیر حیاتی، انگیزه تبادل کالا و مشتقات نفتی از آن را از بین میبرد. این اقدام میتواند کشورهای مصرفکننده را مجبور کند تا به دنبال جایگزینهایی نظیر ایجاد خطوط لوله نفت باشند، که این امر در بلندمدت نفوذ و اهمیت راهبردی این مسیر را کاهش میدهد.
وی باتاکید بر کنترل نظمساز این تنگه و عواقب بستن مداوم آن بر چهره دیپلماسی و بازرگانی ایران را در سطح بینالمللی تاکید کرد: جایگزین کردن تنش با نظم، راهکار بهتری است. به همین منظور، بازگشایی تنگه باید بر پایه ایجاد یک نظم نوین به نفع ایران باشد به گونهای که مثلاً همراه با دریافت مبالغ عوارضی (هرچند اندک)، مسئولان و کارگزاران ملزم به اعلام موضع شفاف خود در قبال ایالات متحده شوند تا از این طریق، ابزاری برای مدیریت فشارها ایجاد گردد.
صالحی در تحلیل اقتصادی خود، بر این نکته تأکید کرد که نباید معیار موفقیت در مدیریت تنگه هرمز را صرفاً «سوددهی عددی» یا کسب درآمد از عوارض دانست. اگرچه دریافت تنها ۱ درصد عوارض از هر بشکه نفت میتواند سالانه حداقل ۷ میلیارد دلار درآمد برای کشور به همراه داشته باشد، اما این درآمدزایی هدف اصلی نیست. در واقع، دشواری کار در دریافت این مبالغ نیست، بلکه چالش اصلی در ایجاد یک نظم مشخص در ساختار فعلی جهان نهفته است.
وی در پایان گفت: اولویت با «نظم راهبردی» بر «سود کوتاهمدت» است و حفظ اعتبار بازرگانی و جلوگیری از خروج جریان انرژی از مسیرهای دریایی به سمت خطوط لوله، بسیار ارزشمندتر از درآمدهای مستقیم ناشی از عوارض است چراکه مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز مستلزم نگاهی فراتر از اعداد و ارقام و تمرکز بر حفظ جایگاه ژئوپلیتیک ایران در نظام بینالملل است.