در این برنامه برخط ضمیریان با اشاره به تجربه انقلاب اسلامی اظهار داشت: ما در آن دوره، اکتشاف بزرگی درباره خود و قدرت خویش انجام دادیم. گنجهای ارزشمندی مانند استقلال، خوداتکایی و قدرت مردمی را یافتیم. اما مشکل اساسی این است که پس از جنگ، سیطره گفتمانها و دستورالعملهای جهانی، باعث شد نتوانیم این گنجها را به طور کامل به «سرمایهای عملی» برای ساختن آینده تبدیل کنیم. ما گنج را یافتهایم، اما آن را با خود از بیابان به شهر نیاوردهایم.
این کارشناس با تأکید بر نقش بیبدیل مردم در ترسیم آینده، خاطرنشان کرد: رهبری انقلاب همواره بر حضور مردم تأکید داشتهاند، زیرا آینده بدون مردم امکانپذیر نیست. خطر امروز، تداوم مسیر گذشته نیست، بلکه خطر به خواب رفتن در «لالایی»هایی است که در قالب الگوهای نئولیبرالی، فناوریهای نوین یا حتی گفتمانهای به ظاهر علمی مانند تغییر اقلیم، برای ما برنامهریزی میکنند.
وی با اشاره به مثال عینی بحث انتقال پایتخت به دلیل خشکسالی، که با تغییر ناگهانی الگوی بارندگی در سال جاری زیرسؤال رفت، افزود: این نمونه نشان میدهد چگونه یک «ضرورت کاذب» بر اساس دادههای احتمالی یا تحت تأثیر، میتواند تصمیمات کلان ملی را به جهتی خاص هدایت کند. امروز باید هوشیار باشیم که مبادا هر اکتشاف جدیدی، از تنگه هرمز تا فناوری هوش مصنوعی، مجدداً در خدمت برنامههای از پیش نوشتهشده دیگران قرار گیرد.
ضمیریان راه حل گذر از این خطر را در تبدیل یافتههای ملی به سرمایه بالفعل دانست و گفت: ماموریت نسل امروز، بیداری از این لالاییها و نظریات به ظاهرکارشناسانه و در عین حال نابخردانه، بازخوانی گنجهای بومی به زبان روز و ساختن آینده بر اساس همان سرمایههایی است که خود یافتهایم. آینده را تنها با تکیه بر مردم و خرد جمعی خود میتوان ساخت، نه با اجرای دستورکارهای جهانی.»