لوگو آینده سازان
- اخبار دانش آموزی

🕊️وقتی عکس یه شهید، همه رو ساکت کرد

💭 این فقط یه دیدار معمولی نبود؛ یه تجربه صمیمی بود از نشستن تو خونه‌ای ساده و شنیدن قصه‌های شهیدی که هنوز حضورش حس می‌شه. اگه می‌خوای بدونی این دیدار چرا تو دل بچه‌ها موند، ادامه روایت رو حتماً تو سایت آینده سازان بخون.

واحد ارتباطات و رسانه
1404/10/16
🕊️وقتی عکس یه شهید، همه رو ساکت کرد

📅 در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه، جمعی از اعضای انجمن اسلامی دبیرستان شاهد امام حسین(ع) شهر ساوه، به همراه معاونت پرورشی اداره و مسئول حراست، به دیدار خانواده معزز شهید امنیت سلیمان جوکار رفتند. این دیدار، فرصتی بود برای نشستن پای روایت‌هایی صمیمی و کمتر شنیده‌شده از زندگی شهیدی که سادگی، ایمان و مسئولیت‌پذیری، شاکله اصلی زندگی‌اش را شکل داده بود.

👩‍🦳 مادر شهید به همراه پسر و عروس خود زندگی می‌کردند. حال عمومی ایشان به دلیل ابتلا به بیماری آلزایمر چندان مساعد نبود و بسیاری از خاطرات را به یاد نمی‌آوردند و کمتر سخن می‌گفتند؛ با این حال، محبت از وجودشان جاری بود. در تمام مدتی که اعضای انجمن مهمان خانه‌شان بودند، مادر شهید با مهربانی آن‌ها را در آغوش می‌گرفت، می‌بوسید و محبتش را بی‌دریغ نثارشان می‌کرد؛ محبتی که حتی فراموشی هم نتوانسته بود آن را از دلش بگیرد.

👨‍👦 برادر شهید با دلسوزی از مادر مراقبت می‌کرد و از ویژگی‌های اخلاقی سلیمان گفت؛ از اینکه به‌خاطر درستکاری و امانت‌داری، امین مردم روستا بود و این خصلت، حتی پس از سال‌ها از شهادتش، همچنان در خاطره‌ها زنده مانده است. کمک به بیماران و سالمندان روستا، بخشی از رفتارهای همیشگی او بود. در انجام واجبات و پایبندی به فرایض دینی جدی بود و برای پاسداشت ارزش‌های اسلامی و قرآنی تلاش می‌کرد. حضور پرشورش در مراسم مذهبی، به‌ویژه در سوگواری‌های اهل‌بیت(ع) و مراسم شهدا، نشان از دل‌بستگی عمیق او به ایمان و باورهایش داشت.

☕ در میانه دیدار، اعضای انجمن به‌صورت خودجوش برای پذیرایی از جمع بلند شدند تا خانواده شهید به زحمت نیفتند؛ حرکتی ساده اما صمیمی که حال‌وهوای دیدار را گرم‌تر کرد.

🗣️ مادر شهید بیشتر به زبان شیرین ترکی صحبت می‌کردند و همه متوجه صحبت‌هایشان نمی‌شدند. در این میان، دانش‌آموزانی که ترکی بلد بودند، حرف‌های مادر را برای دیگران بازگو می‌کردند و همین موضوع، صمیمیت جمع را بیشتر می‌کرد.

🖼️ یکی از بخش‌های تأثیرگذار این دیدار، روایت عکسی بود که شهید پیش از شهادت گرفته بود؛ عکسی که با وصیت او، پس از شهادتش بر سر مزارش قرار گرفت و همان تصویر، حالا در دستان دانش‌آموزان بود؛ تصویری که نگاه‌ها را به خود خیره می‌کرد و سکوتی معنادار بر فضا می‌نشاند.

🏠 خانه پدری شهید، خود روایت زنده‌ای از سادگی و خاکی‌بودن بود؛ فرش‌های قرمز، پشتی‌های قدیمی که جای مبل را گرفته بودند، نشستن روی زمین و عکسی از شهید که دیوار را زینت داده بود. پرده‌های سفید ساده، نور ملایم خورشید پاییزی و نسیمی که از لابه‌لای آن‌ها عبور می‌کرد، فضایی آرام و دلنشین ساخته بود. همه‌چیز ساده بود، بی‌تکلف و صادقانه؛ درست شبیه زندگی صاحب این خانه.

🌱 این دیدار، برای اعضای انجمن، فقط یک برنامه نبود؛ تجربه‌ای بود از نزدیک‌دیدن سبک زندگی شهیدی که با سادگی، ایمان و خدمت به مردم زیست و طبیعی بود که پایان چنین مسیری، به شهادت ختم شود. دیداری که پیوندی عمیق‌تر میان نسل امروز و فرهنگ ایثار و شهادت ایجاد کرد و خاطره‌ای ماندگار در دل دانش‌آموزان نشاند.


اخبار مرتبط

نظرات شما

نظرات ارسالی توسط شما ، پس از تایید منتشر خواهد شد.

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان می باشد.