لوگو آینده سازان
- اخبار دانش آموزی

✨ از جنگ دوازده‌روزه تا راهپیمایی ۲۲ بهمن

روایت‌ها ساده بود، اما اثرگذار. چند دقیقه در هر کلاس کافی بود تا بچه‌ها بفهمند دشمنی یک شوخی نیست و حضورشان در ۲۲ بهمن، پاسخی است به همان نقشه‌ها.

واحد ارتباطات و رسانه
1404/11/27
✨  از جنگ دوازده‌روزه تا راهپیمایی ۲۲ بهمن

امیررضا امیر، مسئول انجمن اسلامی دبیرستان دانش، این روزها حال و هوای دیگری دارد. او و تیم کوچک اما پرانرژی اش، یک مأموریت بزرگ را قبول کرده‌اند: روایت فتح. نه روایت فتح قدیم، که روایت فتح همین چند وقت پیش؛ همان جنگ دوازده روزه، همان ایستادگی مردم ایران در برابر دسیسه‌های آمریکا.

برنامه این بود که بروند توی همه کلاس‌ها. نه سخنرانی خشک و رسمی، نه حرف‌های تکراری. می‌خواستند روایت کنند. ساده، صمیمی، قابل لمس. کلاس به کلاس رفتند. هر روز چند کلاس، هر بار چند دقیقه. از جنگ دوازده روزه گفتند، از این که آمریکا و نتانیاهو چه نقشه‌هایی برای ایران داشتند، از این که چطور فکر می‌کردند می‌توانند همان کاری را که در لبنان کردند، در ایران هم پیاده کنند.
بچه‌ها گوش می‌کردند. خیلی‌هایشان برای اولین بار بود که این روایت‌ها را می‌شنیدند. تازه می‌فهمیدند که پشت پرده ماجرا چه بوده. تازه می‌فهمیدند که آمریکا به فکر خیر مردم ایران نبوده، بلکه چشم داشته به منابع این کشور. می‌فهمیدند که دشمنی، یک شوخی نیست، یک نقشه طراحی شده است.
عطش ۲۲ بهمن
یک چیز جالب توی این ماجرا بود. نزدیک شدن به ۲۲ بهمن. هرچه به این روز نزدیک‌تر می‌شدند، استقبال بچه‌ها بیشتر می‌شد. راستی چرا؟ چون روایت‌ها داشت یک جایی خودش را نشان می‌داد. بچه‌هایی که تا دیروز شاید فقط می‌دانستند ۲۲ بهمن یک راهپیمایی است، حالا می‌فهمیدند چرا باید بروند. می‌فهمیدند این راهپیمایی یعنی چه. می‌فهمید که این حضور، جواب همان دسیسه‌ها و نقشه‌هاست.
امیررضا می‌گوید: «توی چشم‌های بچه‌ها عطش می‌دیدم. عطش برای شنیدن، عطش برای دانستن، و بعد عطش برای رفتن به راهپیمایی.»
خدا را شکر که داریمشان
و خدا را شکر که رهبری هست و نیروهایی که در این جنگ‌ها پیروز می‌شوند. امیررضا با افتخار می‌گوید: «توانستیم آمریکا و نتانیاهو را سر جایشان بنشانیم.» و این را توی روایت‌هایش به بچه‌ها می‌گوید تا بدانند ایران، تنها نیست. تا بدانند پشتیبان‌هایی دارند که نمی‌گذارند دشمن به هدفش برسد.
قصه ما هنوز تمام نشده
دبیرستان دانش این روزها فقط یک مدرسه نیست. یک پایگاه روایت است. جایی که نوجوان‌ها یاد می‌گیرند تاریخ را نه از کتاب‌های دشمن، که از زبان خودی بشنوند. جایی که می‌فهمند روایت فتح فقط مربوط به گذشته نیست، که هر روز تکرار می‌شود. تا وقتی دشمن هست، روایت هست. تا وقتی نقشه می‌کشند، باید روایت کرد.
و امیررضا و دوستانش، تمام تلاششان را می‌کنند که این روایت، به گوش همه برسد. کلاس به کلاس، نفر به نفر.


اخبار مرتبط

نظرات شما

نظرات ارسالی توسط شما ، پس از تایید منتشر خواهد شد.

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان می باشد.