تنها پنج ماه پیش، ملکشاهی در زیر سایه سنگینِ هجمهی تروریستها، تیره و تار بود؛ روزگاری که گویی وطنفروشان در دلِ آرامش این خاک، نقشههایی شوم میکشیدند و ملکشاهی را هدفِ یورشهای خود قرار داده بودند. در آن روزهای پرآشوب، کمتر کسی جسارتِ گفتن این را داشت که فتحی بزرگ در راه است؛ فتحی که با ۸۰ شب ایستادگی و خونگرمیِ مردم اصیل این دیار، رقم خورد.
اما امروز، چشمهای جهان شاهد اعجازِ ارادهی ملکشاهیهاست. امروز، جریانی از پیران خردمند، جوانان پرشور و نوجوانانی که دیروز در میانهی اعتراضات بودند، با لباسی که بوی اصالت و هویت میدهد، در میدانها گرد هم آمدهاند. آنها دیگر تنها معترض نیستند، بلکه سدی استوار در برابر تهدیدات هستند که با فریادِ "ایران"، از هویت خود دفاع میکنند.
در قلب این تحول، مدرسهی "شجره طیبه میناب" ایستاده است. اگرچه این مدرسه در جغرافیای ملکشاهی و در ایلام قرار دارد و جسمی سالم و استوار دارد، اما معنای آن از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته است. این مدرسه امروز، فراتر از یک مرکز آموزشی، به میعادگاهِ عشق و میعادگاهِ میهنپرستی تبدیل شده است؛ حلقهی اتصالی که دختران و پسران ملکشاهی را به تار و پودِ تمام مردم ایران پیوند میزند.
نوجوانان ملکشاهی، هرچند در سالهای نخست انقلاب امام خمینی (ره) حضور فیزیکی نداشتند، اما امروز، روحِ آن انقلاب ۴۷ ساله را در تار و پود زندگی خود جاری میبینند. آنها اکنون، نگهبانانِ این میراث هستند و با نگاهی نافذ به جهان، از مرزهای معنایی انقلاب و حریم ایران، صیانت و محافظت میکنند.