وقتی شیوهنامه برگزاری قصه دریا منتشر شد، همگی برای دفاع از خانه نیلگون خود به تکاپو افتادن؛ از هرمزگان تا سیستان، از تهران تا کردستان و همینطور در قلب دیار آذربایجان.
نتیجه چهار روز جلسه و همفکری شد یک جمله؛ همان که رهبر شهید ما فرمود: هر انجمنی یک غریق نجات است!
در ادامه، اطلاعرسانی و فراخوانی در گروه مسئولین محترم انجمن مدارس انجام شد و از آنان دعوت شد تا در جلسهای مشترک در اتحادیه حضور یابند. با مشارکت گسترده و حضور اکثریت عزیزان، جلسهای پربار برگزار شد و همگی مصمم شدند که نقش خود را به عنوان غریق نجات ایفا کنند حتی در دل شهرستان خوی.
با همراهی چند تن از مربیان، تهیه اقلام موردنیاز آغاز شد. از جمله کاغذهای رنگی برای ساخت قایقها، شیشههای کوچک برای آمادهسازی «رزقهای معنوی»، همچنین شکلات، پاستیل و جوایز کوچک برای اجرای بازی «خلیج فارس» در غرفهها. پس از تهیه وسایل، از دانشآموزان دعوت شد تا خودشان در آمادهسازی مشارکت کنند. حضور پرشور آنان و نگارش جملات زیبا و اثرگذار بر روی قایقها جلوهای خاص به غرفه بخشید.
از میان دانشآموزانی که پیشتر در رویداد «مدرسه انقلاب» تجربه روایتگری داشتند، تعدادی از راویان توانمند انتخاب شدند تا بخش اصلی غرفه، یعنی «رادیو انجمن» را اجرا کنند. همچنین دو نفر از دانشآموزان برای اجرای برنامه رادیویی برگزیده شدند. روایتگری این عزیزان فراتر از انتظار بود. بهگونهای که استقبال چشمگیری از غرفه صورت گرفت. حتی سالمندان نیز با علاقه مینشستند و به روایتها گوش میدادند. روایتها بر اساس بنرهای نمایشگاهی که از سوی اتحادیه در اختیار قرار گرفته بود، ارائه میشد.
همزمان، چند نفر از دانشآموزان دختر مسئول توزیع قایقها و شیشههای معنوی که یادآور آب و خاک ما در سواحل جنوبی هستند شدند. شیشه هایی که هرکدام مانند که یک حلقه نجات بعد از توزیع دختران جدیدی را با سلایق مختلف جذب انجمن اسلامی می کرد.